من، آمبر براون، این روزها حسابی گیج و قاطی ام. تازه توی 9 سال و 9 ماهگی فهمیدم زندگی همیشه همون طور که دوست داریم جلو نمی رود و تغییرها یهو از راه می رسند. مامان و بابا از هم جدا شده اند و من باید با یه عالمه حس جدید کنار بیام؛ حس هایی که بعضی وقت ها ناراحتم می کنند و بعضی وقت ها فقط می خوام ازشون فرار کنم.
از اون طرف، جاستین، بهترین دوستم، از شهرمون رفته و انگار همه چیز داره پشت سر هم عوض می شه. این کتاب با لحن بامزه و صمیمی آمبر براون، هم تلخی های جدایی و دلتنگی رو نشون می ده و هم لحظه های شیرین و امیدبخشش رو. داستان طوری تعریف شده که راحت می شه با آمبر همدل شد و فهمید بزرگ شدن یعنی یاد گرفتن کنار اومدن با همین تغییرهای بزرگ.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.