آمبر براون این روزها حسابی از دست همه ناراحته و حس می کنه کسی حواسش بهش نیست. مامانش بدون این که با آمبر هماهنگ کنه می ره کالیفرنیا پیش خاله پام و حتی تو دیسنی لند هم کلی خوش می گذرونه، اما آمبر جا می مونه و از حسودی و دلخوری پر می شه.
از اون طرف پدرش هم وقتی نوبت وقت گذروندن با آمبر می رسه، گاهی همه چی رو قاطی می کنه و قرار و برنامه اش یادش می ره و با آدم های دیگه قرار می ذاره. تو این کتاب بامزه و دوست داشتنی، آمبر با احساساتش رو راست می شه و یاد می گیریم حسادت و دلگیری توی خانواده چطوری پیش میاد و می شه بهتر درکش کرد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.