داستان کتاب «من بیچاره همسترم و هیچ کاره» از زبان یک همستر بامزه و کمی شاکی روایت می شود؛ همستری که یک خانواده برای دختر کوچولوشان، سوزی، می خرند. سوزی از اول دلش گربه می خواهد، اما پدر و مادرش زیر بار گربه نمی روند و برای این که دردسرش کمتر باشد، یک همستر را جایگزین می کنند.
مشکل از جایی شروع می شود که سوزی با ذوق و خیال های کودکانه اش با همستر مثل یک گربه رفتار می کند؛ مثلا روبان صورتی به سرش می بندد و انتظار دارد برایش خرخر کند! همین رفتارهای بامزه و عجیب باعث می شود همستر قصه کم کم به این نتیجه برسد که: «من بیچاره همسترم و هیچ کاره!» این کتاب یک قصه شیرین و خنده دار درباره خواسته های بچگانه، سوء تفاهم های بانمک و نگاه متفاوت حیوانات به آدم هاست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.