کتاب استخوانی در گلو اثر معصومه باقری از انتشارات نسل نواندیش، یک روایت داستانی پرکشش از چیزهایی است که خیلی وقت ها آدم ترجیح می دهد قورتشان بدهد و چیزی نگوید؛ حرف های نگفته، حسرت ها، ترس ها و فشارهایی که کم کم می شوند مثل یک استخوانی در گلو. داستان با زبانی روان و تصویرسازی های ملموس جلو می رود و کاری می کند هم زمان هم درگیر قصه شوی و هم با حال و هوای شخصیت ها راه بیایی.
این کتاب برای کسانی که رمان های اجتماعی و روان محور دوست دارند انتخاب خوبی است؛ چون هم قصه دارد و هم لایه های احساسی و ذهنی که به فکر فرو می برد. اگر دنبال کتابی هستی که هم سرگرمت کند و هم بعد از تمام شدنش چندتا سوال توی ذهنت بماند، استخوانی در گلو می تواند گزینه مناسبی برای خرید باشد.
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.
برای شروع آشتی با رمان ایرانی بد انتخابی نیست. داستان رمز و راز دارد و قلمش تمیز است، ولی اوایلش کمی طول می کشد تا وارد ماجرا شوی.
حدود ده روز طول کشید تا تمامش کنم. نقطه قوتش تعلیق و سرنخ گذاریه و آدم را تا آخر نگه می دارد. فقط کیفیت کاغذ نسخه ای که به من رسید معمولی بود.
من قبلا از همین نویسنده یک کتاب دیگر خوانده بودم و این هم از نظر نثر قوی است. با این حال دوست داشتم شخصیت پردازی یکی دو کاراکتر فرعی بیشتر باشد. در کل ارزش خرید دارد.
در سفر اتوبوسی حدود 5 ساعت وقتم را با این کتاب پر کرد و اصلا حوصله ام سر نرفت. رازها کم کم رو می شود و پایان بندی جمع و جور است. اگر دنبال رمان عاشقانه صرف هستی شاید کمتر به دلت بنشیند.
اسم کتاب منو جذب کرد و از خریدش راضی ام.
من یک ماهه گرفتم و هر شب قبل خواب چند صفحه می خوانم. قلم روان و توصیف ها قشنگه، ولی بعضی جاها ریتم کند می شود و مجبور شدم یک فصل را دوباره بخوانم.
طرح جلدش واقعا مثل اثر هنریه.
سه شب پشت سر هم خواندم و تمامش کردم. روایت و فضاسازی اش خوبه و چند تا غافلگیری آخرش واقعا نمی شد حدس زد. برای کسی که داستان رازآلود دوست دارد گزینه خوبی است.
من حدود دو هفته است خواندمش. طرح جلد خیلی چشم نوازه و متن هم از همان فصل های اول کنجکاوت می کند. فقط ای کاش پشت جلد خلاصه واضح تری داشت تا قبل خرید بهتر تصمیم بگیری.