جری تازه یه قبرستون قدیمی و متروک کنار ساحل پیدا کرده و دلش می خواد هر چه زودتر بره سر از همه چیزش دربیاره. ولی بچه های محله جلوش رو می گیرن و یه داستان ترسناک براش تعریف می کنن: می گن یه روح سه هزار ساله اونجا گیر افتاده، و هر وقت ماه کامل می شه از توی قبر بیرون میاد.
جری اولش فکر می کنه این حرف ها فقط یه جور قصه بافی بچگانه است و کسی نمی تونه جدی اش بگیره. اما وقتی خودش پا به قبرستون می ذاره، اتفاق هایی می بینه که زیادی واقعی و وهم انگیزن و کم کم می فهمه شاید این بار ماجرا با همه داستان های ترسناک فرق داشته باشه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.