لندن یک دفعه به هم می ریزد؛ بارانی قرمز می بارد، خیابان ها رنگ خون می گیرد و بعضی آدم ها بی رد و نشان غیبشان می زند. از آن بدتر، کسی مقبره های قدیمی گورستان هایگیت را باز کرده و انگار قرار است چیزی خیلی تاریک از دل تاریخ بیرون بیاید.
الکس و دوست صمیمی اش رن تنها کسانی هستند که می فهمند پشت این اتفاق ها یک فراری مرگ است؛ موجودی شیطانی و پرقدرت از مصر باستان. آن ها از نیویورک راهی لندن می شوند و پا به دخمه ها و مقبره های زیرزمینی می گذارند تا قبل از این که دشمنشان قوی تر شود جلوش را بگیرند. اما هر قدمی که پایین تر می روند، خطر نزدیک تر می شود و معلوم نیست آخر این سفر نجات است یا تبدیل شدن به شکار.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.