پدرام یه دبیرستانی کتاب دوست و شیفته تاریخ است که بیشتر وقتش را با ورق زدن روایت های قدیمی می گذراند. اما چند روزی می شود هر چی به ساغر زنگ می زند و پیام می دهد، خبری از او نیست. ساغر همون دوست قدیمی و عشق کودکی پدرام است و پدرام برای آینده شان کلی رویا دارد.
همزمان پدرام دارد درباره سفر ناصرالدین شاه به شیراز می خواند و ذهنش یهو همه چیز را قاطی می کند؛ مخصوصا که خودش هم سابقه آشفتگی عصبی دارد. توی خیال و واقعیتش مرزها کمرنگ می شود و کار به جایی می رسد که وسط مراسم استقبال، خودش را به شاه می رساند و با جسارت به او اعتراض می کند. واکنش غیرمنتظره ناصرالدین شاه و شکل گرفتن این آشنایی، ماجراهایی عجیب و سرنوشت ساز برای پدرام و ساغر رقم می زند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.