محمد تازه می فهمد که جنگ یعنی چه؛ درست همان لحظه ای که صدای آژیر و انفجار همه جا را می گیرد و خیابان وحید زیر بمباران می رود. وسط این شلوغی و ترس، دلش فقط پیش «چرتی» است؛ همان جوجه ماشینی کوچولویی که دوستش دارد و می خواهد هر طور شده از خطر نجاتش بدهد. اما دور و برش هر کسی درگیر دردسرهای خودش است و پیدا کردن راه نجات، آن قدرها هم ساده نیست.
کتاب «دلهره های خیابان وحید» تصویری واقعی و ملموس از نگرانی ها و ترس های یک بچه در روزهای جنگ نشان می دهد؛ روزهایی که می تواند همه چیز را تیره و تلخ کند. داستان با این که سختی ها را پنهان نمی کند، کم کم از امید، صلح و مهربانی هم می گوید و به نوجوان یاد می دهد چطور با ترس هایش روبه رو شود، دوام بیاورد و برای چیزهایی که دوست دارد بجنگد. همراه محمد، خواننده هم قدم به قدم بزرگ تر می شود و معنای شجاعت را بهتر می فهمد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.