دوغدو را یادتان هست؟ همان دختر کنجکاوی که وقتی هفت ساله بود اولین بار آمد ایران و توی خانه مامان بزرگش «عزیز» با کلی موجود عجیب و غریب روبه رو شد. حالا یک سال گذشته و قرار است برگردد فرانسه، ولی راستش کنار عزیز هیچ چیز مثل زندگی معمولی پیش نمی رود. تازه دوغدو مدام با خودش فکر می کند: نکند آن طرف هم از این موجودات ترسناک و بامزه پیدا شود؟
این بار قصه پای خون آشام ها وسط است؛ موجوداتی که دوغدو فقط اسمشان را توی داستان ها شنیده بود، اما حالا از نزدیک می بیندشان و حتی سر حرف با آنها باز می کند. در کنار خون آشام های دروغ گو، با گوریکان ها و بابایاکاها هم بیشتر آشنا می شود و یک شب هم جایی می خوابد که صدای خر و پف گوودانِ گرگ انسان نما نمی گذارد چشم روی هم بگذارد. اگر دنبال یک ماجرای فانتزی پر از اتفاق های بامزه و مرموز هستید، ادامه اش را باید در «کتاب دوغدو 3: برنارد و خون آشام های دروغ گو» بخوانید.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.