کتاب «یک سرسوزن جادو 2» اثر میشل هریسون شما را دوباره همراه خواهران ویددرشینز می کند؛ این بار سفرشان از قبل هم خطرناک تر و رازآلودتر است. یک وصیت نامه عجیب، یک دختر درمانده و رد پای جزیره ای افسانه ای که می گویند «روی هیچ نقشه ای نیست»، بتی، فلیس و چارلی را می کشاند به باتلاق های مه گرفته کراستون؛ جایی که موجودات شبح وار نیش می زنند، لاشه یک کشتی متروکه وسط داستان سبز می شود و بوی دردسر از دور می آید.
ماجرا وقتی جدی تر می شود که ویلو با خبری ترسناک سر می رسد: قرار است پدرش در جزیره زندان تورمنت اعدام شود. قبل از اینکه خواهرها درست تصمیم بگیرند چه کار کنند، چارلی را با ویلو اشتباه می گیرند و می برند. حالا بتی و فلیس باید با یک نقشه پر رمز و راز، از مرداب های ترسناک رد شوند، با قصه ها و افسانه هایی که انگار زنده اند روبه رو شوند و حتی از دست یک دزد دریایی بی رحم جان سالم به در ببرند. این جلد پر از هیجان و فانتزی است و در کنارش درباره شجاعت، خواهر بودن، بخشش و انتخاب بین عدالت و انتقام هم حرف های زیادی برای گفتن دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.