زارا وقتی با مامان بزرگش توی شهر می چرخد، انگار هر گوشه یک کشف تازه دارد. از ترن هوایی که واگن هایش گاهی وارونه روی ریل می رود تا هواپیمایی که چطور توی آسمان می ماند، مدام سوال می پرسد و از تعجب چشم هایش گرد می شود. مامان بزرگ هم با حوصله کمکش می کند جواب ها را ساده و قابل فهم پیدا کند.
در این کتاب، زارا کم کم با دنیای مهندسی آشنا می شود و می فهمد پشت خیلی از چیزهای جذابی که هر روز می بینیم، فکر و تلاش مهندس ها بوده است. داستان طوری پیش می رود که هم کنجکاوی بچه ها را قلقلک می دهد و هم به آنها نشان می دهد اگر دنبال سوال هایشان بروند، شاید یک روز خودشان هم بتوانند دنیا را بهتر و قشنگ تر بسازند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.