راستش من هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی کسی بتونه این قدر آروم و بی سر و صدا توی دلم جا باز کنه. ولی وقتی شماها یکی یکی وارد زندگی ام شدید، همه چیز کم کم عوض شد و انگار یه حس تازه از همون جا شروع کرد به رشد کردن.
این کتاب قصه همون لحظه های ریز و واقعی یه دل بستن ساده است؛ دل بستن هایی که اولش حتی جدی گرفته نمی شن، اما یهو می بینی عشق مثل یه جوانه کوچیک سر از دل آدم درآورده و داره بزرگ تر می شه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.