ما اصلا به آن هوای دم کرده و مرطوب عادت نداشتیم، برای همین وسط بازی انگار جان مان داشت در می رفت؛ درست مثل قورباغه ای که زیر آفتاب گیر کرده باشد. از یک طرف دست و پا زدن های ما، از طرف دیگر هماهنگی تیم مقابل، همه چیز را بدتر نشان می داد و هر دقیقه بیشتر می فهمیدیم چقدر از شرایط عقب هستیم.
هر چقدر می دویدیم باز هم زودتر از ما به توپ می رسیدند و اگر با یک تکل محکم توپ را می گرفتیم، هنوز نفسمان جا نیفتاده یکی از بازیکن های چابک شان می پرید و دوباره توپ را صاحب می شد. همان جا بود که تازه معنی فوتبال اروپایی را حس کردیم: ترکیبی از قدرت بدنی، سرعت و تکنیکی که اجازه نمی دهد لحظه ای راحت باشی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.