نیکولا و آلسست حسابی با قطار اسباب بازی شان سرگرم هستند و کلی خوش می گذرانند. جالب اینجاست که پدر نیکولا هم از تماشای بازی آنها خوشش می آید و حتی گاهی همراهشان می شود. همه چیز عالی پیش می رود تا اینکه یک دفعه قطار از کار می افتد و شادی شان تبدیل به نگرانی می شود.
حالا سوال اصلی این است: چه کسی باعث خراب شدن قطار شده؟ هر کدام یک چیزی می گویند و کسی دوست ندارد تقصیر را گردن بگیرد. این داستان بامزه و دوست داشتنی، ماجرای همین دردسر کوچک است که هم خنده دارد و هم به بچه ها یاد می دهد مسئولیت کارهایشان را قبول کنند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.