خرگورک یک گورخر کوچولوی بامزه است که یک روز بالای تپه اش می نشیند و با خودش فکر می کند. نه گرسنه است، نه تشنه، نه خوابش می آید و حتی دلش بازی هم نمی خواهد. همین باعث می شود حس کند یک چیزی کم است و باید از این حال و هوا بیرون بیاید.
خرگورک با خودش قرار می گذارد یک کار تازه انجام بدهد؛ کاری که تا حالا سراغش نرفته. اما این کار تازه چیست و چه اتفاق هایی برایش می افتد؟ اگر کنجکاوی بدانی آخرش چه می شود، باید همراهش شوی و داستان کتاب غروب بازی را بخوانی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.