یه روز یه کلاغ پر سر و صدا میاد و می شینه روی یه وانت آبی قراضه و کلی هم بهش گیر می ده: «این دیگه چه وانتیه؟ بیشتر شبیه گاریه!» وانت بیچاره اولش خیلی می سوزه و دلخور می شه، ولی بعد که حرف دلش رو می زنه معلوم می شه پشت این قیافه درب و داغون یه داستان هست؛ یه تصادف، یه عالمه سختی، و یه امید کوچیک برای این که دوباره سر و سامون بگیره.
کتاب «وانت آبی قراضه» با زبانی ساده و خودمونی، بچه ها رو می بره توی یه ماجرای بامزه و در عین حال پر از نکته. داستان کمک می کنه بچه ها یاد بگیرن از روی ظاهر قضاوت نکنن، حرف همدیگه رو بشنون و بدونن هر کسی ممکنه یه روزی خراب و خسته باشه، ولی با تلاش و دلگرمی می تونه دوباره رو پا وایسه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.