غول غولک یه بچه غول دوست داشتنیه، لپ هاش گل گلیه و روی سرش هم دو تا شاخ کوچولو داره. مثل خیلی از بچه ها هم کنجکاوه هم یه کم حواس پرت و همین باعث می شه هر روز یه ماجرای تازه براش درست بشه.
توی این قصه قراره غول غولک با باباش بره خونه آدم ها تا دزدی کنن، ولی دلش پیش یه چیزای دیگه ست: نقاشی کشیدن و بازی کردن با بچه های آدم. همین علاقه های کوچولو کم کم همه چی رو عوض می کنه و غول غولک رو توی یه مسیر بامزه و غیر منتظره می ندازه. ادامه اش رو بهتره خودت توی کتاب بخونی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.