یه جایی نزدیک مزرعه های بیرون شهر، سه تا خونه باغ کنار هم ردیف شده که انگار همیشه توش خبرایی هست. لیزا با دو تا برادرش و چند تا دوست صمیمی توی همین دهکده زندگی مي کنن و هر روزشان پر از اتفاق هاي ريز و درشته.
يه وقت سر از تونل هاي عجيب و ناشناخته درميارن، يه شب تصميم مي گيرن توی انبار بخوابن و از ترس هم ذوق مي کنن، يه وقت هم دست به کار مي شن تا يه سگ تنها رو از چنگ يه کفاش بد اخلاق نجات بدن. خلاصه اينجا هميشه چيزي براي خنديدن، هيجان داشتن و ماجراجويي پيدا مي شه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.