زیمازو یک اژدهای نوجوان است که شاید آخرین بازمانده اژدهای روی زمین باشد. او همراه مادرش توی یک غار زندگی می کند و زندگی اش بیشتر از چیزی که فکر کنید محدود است؛ چون مادرش اصلا اجازه نمی دهد از غار بیرون برود.
دلیل این همه سخت گیری هم ترس مادر زیمازو از آدم هاست. او نگران است همان اتفاق تلخی که برای پدر زیمازو، زینگاریلو، افتاد دوباره تکرار شود. زیمازو بین کنجکاوی برای دیدن دنیای بیرون و حرف گوش کردن از مادرش گیر کرده و همین شروع ماجراهای کتاب است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.