پادشاه قصه کلی طلا داشته، اما حالا دستش خالی شده و هر جا را می گردد دنبال یک راهی می گردد دوباره طلا گیرش بیاید. توی همین گیر و دار، چشمش به پسر قصه می افتد؛ پسری که یک بز کوچولو دارد و چیزی که بزش را خاص می کند شاخ های طلایی اش است.
حالا سوال اصلی اینجاست: آیا پسر باید بزش را به پادشاه بدهد یا نه؟ این داستان قشنگ و ساده، بچه ها را با یک تصمیم سخت روبه رو می کند و درباره دل کندن، مهربانی و درست انتخاب کردن حرف می زند؛ قصه ای شیرین از هدی حدادی از انتشارات محراب قلم.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.