کتاب «عشقه» اثر مهرنوش صفایی از انتشارات نسل نواندیش، روایت صمیمی زندگی دختری است که می نشیند و تکه تکه خاطراتش را مرور می کند؛ از روزهایی که با رنج و اشتباه و تصمیم های سخت گره خورده تا لحظه هایی که شیرینی امید و دوست داشتن را می شود توی شان حس کرد. داستان طوری پیش می رود که انگار داری کنار او قدم می زنی و هر اتفاق را همان موقع تجربه می کنی.
این کتاب فقط یک قصه ساده نیست؛ نگاهی نزدیک به عشق و زندگی است و این که آدم چطور از میان اتفاق های تلخ و شیرین رد می شود و کم کم خودش را دوباره می سازد. سرگذشتی که می تواند آینه خیلی از ما باشد؛ چون هر صفحه اش یادآوری می کند زندگی پر از پیچ و خم است، اما می شود از دل همان پیچ ها معنی تازه ای برای ادامه دادن پیدا کرد.
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.
اگر دنبال عشق فانتزی هستید شاید اذیت شوید چون فضای کتاب واقعی و تلخ است. من برای همین دوستش داشتم و حس بعد از پایانش ماندگار بود.
من عاشق بخش های احساسی و غافلگیری های آخر داستان شدم. اما بعضی جاها توصیف ها طولانی می شد و ریتم را کمی می گرفت.
بد نبود.
سه روزه تمامش کردم. نثر ساده و حس دار است و برای کسی که داستان عاشقانه جدی دوست دارد انتخاب خوبی است.
واقعی بودن ماجرا و فضای تلخش به دلم نشست. فقط اوایلش کمی کند شروع می شود و شاید چند صفحه اول حوصله بخواهد.
برای مسیر رفت و آمد مترو می خواندم و خیلی خوب جلو می رفت. نقطه قوتش شخصیت پردازی و این است که آدم را وادار می کند زود قضاوت نکند.
داستان پرکشش و احساسی بود.
دو شب پشت سر هم تا دیر وقت خواندمش. پایانش دردناک بود ولی دقیق و تاثیرگذار.
کتاب عشقه را این هفته تمام کردم و هنوز ذهنم درگیرش است. روایت روان و واقعی بودن فضا باعث شد هیچ جا رها نکنم.