این کتاب روایت را از جایی برمی دارد که «بیگانه» کامو عمدا ساکت مانده بود: از طرف خانواده مرد عرب. راوی، هارون، برادر همان مردی است که مرسو در داستان کامو می کشد. حالا سال ها گذشته و هارون می خواهد برادرش را از بی نامی بیرون بکشد؛ برایش اسم می گذارد (موسی) و با زبانی صریح و تلخ، از آن روز کنار ساحل و اتفاق هایی می گوید که زندگی شان را برای همیشه عوض کرد.
هارون شب به شب در کافه های وهران حرف می زند و با خودش و گذشته کلنجار می رود: تنهایی اش، اندوهی که ول کن نیست، عصبانیتش از جامعه ای که بین ایمان، ترس و عادت گیر کرده، و سردرگمی اش نسبت به کشوری که مدت هاست امیدی به آن ندارد. «کتاب بیگانه کامو در آینه» فقط یک جواب دادن به کامو نیست؛ هم یک رمان پرکشش و خوش صداست، هم نگاهی تیز به زخم های استعمار و مسئله هویت در الجزایر، آن هم از چشم کسی که در وطن خودش هم غریبه حساب می شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.