بادبادک باز داستان امیر است؛ پسری که در کابل و در خانواده ای پولدار بزرگ می شود. کنار او حسن را داریم؛ پسر خدمتکار خانه که از قوم هزاره است و با همه تفاوت های قومی و طبقاتی، رفیق صمیمی امیر می شود. اما وقتی اوضاع افغانستان به هم می ریزد و تنش های قومی و سیاسی بالا می گیرد، امیر در یک لحظه حساس تصمیمی می گیرد که این دوستی را از هم می پاشد و مسیر زندگی هر دو را عوض می کند.
سال ها بعد، امیر برای روبه رو شدن با گذشته و جبران کاری که کرده، مجبور می شود راهی طولانی را برگردد و با حقیقت هایی روبه رو شود که اصلا انتظارشان را نداشته. این رمان پر از احساسات واقعی است: رفاقت و خیانت، ترس و شجاعت، دروغ هایی که بین پدر و پسرها می ماند و امیدی که می تواند به رستگاری ختم شود. بادبادک باز از آن کتاب هایی است که هم داستانش کشش دارد و هم بعد از تمام شدن، تا مدت ها در ذهن می ماند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.