«قلعه حیوانات» جورج اورول (نشر آوای مهدیس) یک داستان تمثیلی و تند و تیز است که با زبان ساده و روایت جذابش، خیلی زیر پوستی درباره قدرت و سیاست حرف می زند. ماجرا از جایی شروع می شود که حیوان های یک مزرعه از دست صاحب انسانشان خسته می شوند و تصمیم می گیرند خودشان همه چیز را اداره کنند. در ابتدا همه چیز شبیه یک رویا پیش می رود، اما کم کم خوک ها که رهبری را به دست می گیرند، بقیه حیوان ها را با شعار و وعده های قشنگ دنبال خودشان می کشند.
پیشنهاد ساختن یک آسیاب بادی و دعواهای پشت پرده بر سر این ایده، مسیر داستان را جدی تر می کند و نشان می دهد چطور قدرت می تواند قوانین و آرمان های اول راه را آرام آرام عوض کند. ناپلئون با تکیه به زور و ترس و تبلیغات، فضای مزرعه را طوری می سازد که دیگر کسی جرئت سوال کردن نداشته باشد و حتی بعضی ها نمی فهمند چه زمانی همه چیز برعکس شده است. این کتاب هم سرگرم کننده است و هم تلخ و هشداردهنده؛ درباره این که استبداد فقط رهبرها را فاسد نمی کند، بلکه نگاه و قضاوت مردم را هم کم کم از کار می اندازد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.