«شیطان و دوشیزه پریم» از آن داستان هایی است که ساده شروع می شود اما کم کم ذهن را درگیر می کند. یک غریبه با کوله پشتی و رازهایش وارد روستایی دورافتاده می شود؛ همراهش یک دفترچه یادداشت است و یازده شمش طلا که می تواند زندگی خیلی ها را زیر و رو کند. همین حضور ناگهانی کافی است تا آرامش روستا به هم بریزد و پای وسوسه، ترس و طمع وسط بیاید. کوئیلو با همان سبک آشنایش کاری می کند که مدام از خودت بپرسی اگر جای آدم های این روستا بودی چه تصمیمی می گرفتی.
این کتاب بیشتر از این که دنبال ماجراهای شلوغ باشد، سراغ انتخاب های آدم ها می رود: این که خوبی و بدی واقعا از کجا می آید و آدم ها چطور کارهایشان را برای خودشان توجیه می کنند. داستان جوری جلو می رود که می بینی یک تصمیم کوچک چطور می تواند مسیر یک جامعه را عوض کند. «شیطان و دوشیزه پریم» یک رمان فلسفی و تفکر برانگیز است که بعد از تمام شدنش هم سوال هایش در ذهن می ماند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.