راس فقط می خواهد مثل بقیه بچه ها زندگی کند و خیلی توی چشم نباشد. اما وقتی دکترها می گویند یک نوع سرطان نادر چشم دارد، همه چیز به هم می ریزد؛ از ریزش مو و کلاه های عجیب و غریب گرفته تا نگاه های اطرافیان و دوست هایی که بلد نیستند با یک بچه بیمار چطور رفتار کنند.
کتاب چشمک اثر راب هرل، با کلی شوخی بامزه، رفاقت های دوست داشتنی و تصویرسازی های بانمک و خاص، داستان روزهایی را تعریف می کند که راس تلاش می کند از پس ترس ها، درمان و قضاوت های بقیه بربیاید و همچنان خودش بماند. یک قصه دلگرم کننده درباره شجاعت، امید و این که حتی با یک چشمک هم می شود محکم ادامه داد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.