کتاب «داستان دختری که دیگر غذا نخورد» اثر جن پترو روی، روایت زندگی رایلی دوازده ساله است؛ دختری که قبلا پر از انرژی بود، می دوید، طراحی می کرد و بین خانواده و دوست هایش حال خوبی داشت، اما کم کم درگیر اختلال غذا خوردن می شود و کارش به بستری شدن در مرکز درمان می کشد. حالا رایلی وسط درمان است و باید با ترس ها و فکرهایی که مدام توی سرش می چرخند کنار بیاید؛ فکرهایی که باعث شده از آدم های نزدیکش فاصله بگیرد، به خودش آسیب بزند و خیلی از چیزهایی را که دوست داشت از دست بدهد.
در طول درمان، رایلی کم کم دوباره دوست پیدا می کند و پایش به طراحی باز می شود و امیدهایی برای برگشتن به زندگی عادی شکل می گیرد. ولی وقتی هم اتاقی اش شروع می کند قانون ها را دور زدن و رایلی را هم درگیر می کند، همه چیز سخت تر می شود؛ مخصوصا وقتی تهدیدش می کند که نباید چیزی به کسی بگوید. این رمان با حال و هوایی واقعی و نزدیک به تجربه های درمانی، نشان می دهد بهتر شدن فقط تصمیم گرفتن نیست و گاهی یک جنگ واقعی با خود آدم است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.