تو کتاب «بپر بپر زیر باران!» از مجموعه فیلی و فیگی، همه چیز با ذوق و شوق فیگی شروع می شود؛ یک روز عالی برای بازی بیرون! اما یهو هوا عوض می شود، ابرها می آیند و باران می زند و فیگی حسابی کلافه می شود و غر می زند که «این انصاف نیست!». فیلی مثل همیشه آرام تر و منطقی تر است و تلاش می کند حال دوستش را بهتر کند، ولی فیگی هنوز توی حس بدش گیر کرده.
تا اینکه دو کرم کوچولو پیداشان می شود و با خوشحالی توی باران می چرخند و کیف می کنند. همین صحنه باعث می شود فیگی یک لحظه مکث کند و از زاویه جدیدی نگاه کند: شاید باران هم بشود بخشی از بازی! این داستان ساده و بامزه، به بچه ها یاد می دهد وقتی برنامه ها طبق دلشان پیش نمی رود، می توانند با کمی انعطاف و کمک یک دوست خوب، حالشان را عوض کنند و از همان موقعیت یک خوشی تازه بسازند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.