داستان «جنگی که بالاخره نجاتم داد» ما را دوباره به روزهای جنگ جهانی دوم می برد؛ جایی که آدا و برادرش جیمی همراه سرپرستشان سوزان به خانه لیدی تورتونِ سختگیر و دخترش مگی نقل مکان می کنند. زندگی در این خانه شلوغ و پر از دلشوره است و هر کسی انگار چیزی را پنهان می کند. وسط همین اوضاع، دختری به اسم روت هم از راه می رسد؛ یک دختر یهودی که از آلمان آمده و همین موضوع همه را به شک می اندازد: آیا ممکن است روت جاسوس باشد؟
هر چه جنگ جلوتر می رود، ترس و فشار بیشتر می شود و آدا باید تصمیم بگیرد واقعا می خواهد چه جور آدمی باشد. او یاد می گیرد آزادی فقط این نیست که حق انتخاب داشته باشی، مهم تر این است که جرئت کنی انتخاب درست را انجام بدهی. این کتاب ادامه ماجراهای آدا بعد از «جنگی که زندگی ام را نجات داد» است و با حال و هوای احساسی و پرکشش، از خانواده، اعتماد، هویت و امید در دل جنگ حرف می زند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.