داستان «اجرام آسمانی» ما را می برد به روستای العوفی در عمان؛ جایی که زندگی سه خواهر به اسم های مایا، اسما و خاولا، آرام آرام جلوی چشم مان باز می شود. مایا بعد از یک دل شکستگی تن به ازدواج با عبدالله می دهد، اسما بیشتر از روی حس وظیفه و منطق ازدواج می کند، و خاولا هم سرسختانه منتظر عشقش می ماند که مهاجرت کرده و رفته کانادا. هر کدام شان یک جور با عشق، خانواده و انتخاب های سخت زندگی درگیرند و همین تفاوت ها قصه را زنده و باورپذیر می کند.
این رمان فقط درباره رابطه ها و احساسات نیست؛ همزمان تصویر تغییر و تحول عمان را هم نشان می دهد: از روزگار سنتی و باورهای قدیمی تا حرکت به سمت دنیای مدرن و شکل تازه زندگی. روایت ها تکه تکه و هوشمندانه کنار هم می نشینند و باعث می شوند تا آخرش نتوانی راحت حدس بزنی سرنوشت آدم ها و مسیر زندگی شان به کجا می رسد. اگر دنبال یک رمان متفاوت از خاورمیانه هستی که هم قصه داشته باشد و هم حال و هوای جامعه و تاریخ معاصر را منتقل کند، این کتاب انتخاب جذابی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.