«نیه توچکا» از کارهای کمتر گفته شده داستایفسکی است که سال 1849 منتشر شد و بخش پایانی اش زمانی چاپ شد که خود نویسنده به خاطر ماجرای محفل پتراشفسکی دستگیر و راهی سیبری شده بود. داستان از زندگی دختری شروع می شود که کنار پدرخوانده اش، یفیموف، بزرگ می شود؛ موسیقیدانی فقیر و پرادعا که با یک استعداد واقعی در موسیقی به دنیا آمده، اما غرور، خیال بافی و تصور نابغه بودن کم کم زمینش می زند. او ویولون را جدی یاد می گیرد ولی در نهایت با افسردگی و الکل و تصمیم های اشتباه، خودش و خانواده را به سمت فقر و فروپاشی می کشاند.
فضای کتاب از یک روایت تلخ و واقع گرا در فصل های اول، کم کم به سمت حال و هوای رمانتیک تر می رود؛ جایی که نیه توچکا ناگهان وارد خانه هایی می شود که همه چیز در ظاهر مهربانانه و مرتب است و انگار سرنوشت، قدم به قدم او را جلو می برد. داستایفسکی در همین مسیر، با ظرافت سراغ رابطه های پیچیده بین دو دختر، حسادت ها، رفاقت ها و شکل گیری احساسات عاطفی می رود و نشان می دهد پشت آرامش ظاهری خانواده جدید هم بحران هایی در راه است. این رمان کوتاه و جیبی، هم برای طرفدارهای داستایفسکی جذاب است و هم برای کسی که می خواهد شروع ساده تری از او داشته باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.