کتاب «قاتلی به پاکی برف» از کریستین بوبن یک متن کوتاه و شاعرانه است که با لحن آرام و فکر برانگیز، از دل اتفاق های ساده زندگی حرف می زند؛ از طبیعت، از آدم ها، از خاطره ها و از چیزهایی که معمولا از کنارشان راحت رد می شویم. بوبن با چند تصویر ساده مثل ابرها، گل ها یا حتی خریدن نان، کاری می کند مکث کنیم و دوباره به اطرافمان نگاه کنیم. اسم کتاب هم خودش یک جور تضاد جذاب دارد؛ پاکی برف در کنار کلمه قاتل، و همین تضاد راه را باز می کند برای فکر کردن به زندگی، مرگ و معنی لطیف بودن در دنیایی که همیشه هم لطیف نیست.
بخش هایی از کتاب حال و هوای خیلی شخصی دارد، مخصوصا جاهایی که نویسنده از رفت و آمدش به خانه سالمندان و دیدار با مادرش می گوید؛ لحظه هایی که هم تلخ اند و هم عجیب زیبا. او با همین تجربه ها درباره پیر شدن، گذر زمان، از دست دادن و ماندگاری خاطره ها تأمل می کند و در کنارش نشان می دهد ادبیات و هنر چطور می توانند به ما کمک کنند دنیا را واضح تر و انسانی تر ببینیم. اگر دنبال کتابی هستید که بیشتر از داستان گویی مستقیم، روی حس و حال و نگاه تازه به زندگی تمرکز کند، این کتاب می تواند انتخاب خوبی باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.