با یک نگاه کوتاه به کتاب «دنیای عمودی من» می فهمی یرزی کوکوچکا فقط یک کوهنورد معمولی نبوده؛ انگار برای جنگیدن با دیوارهای یخ و سنگ ساخته شده بود. برای او کوه صرفا منظره قشنگ نبود، یک مسئله سخت بود که باید حلش می کرد. هر صعود یعنی رفتن سمت مسیرهای تازه و امتحان نشده، و روبه رو شدن با ترس، سرما، باد و خستگی تا تهش.
بعضی ها بعد از رفتنش راحت گفتند سرنوشتش همین بوده، چون هم سبک صعودش تهاجمی بود و هم همیشه دنبال چالش های جدید می گشت. اما این کتاب بیشتر از اسطوره سازی، تصویر یک قهرمان زمینی را نشان می دهد؛ آدمی که با بدن و ذهنش تا آخرین حد ممکن جلو می رفت. کوکوچکا را نمی شود «خدا» صدا زد، چون او فانی بود، ولی دقیقا مثل قهرمان های تراژیک، با هر پیروزی اش روی برف و یخ و صخره، رد یک زندگی بزرگ را جا گذاشت.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.