«سالار مگس ها» اثر ویلیام گلدینگ از آن رمان هایی است که با وجود گذشت سال ها هنوز تازه و تکان دهنده خوانده می شود. ماجرا از جایی شروع می شود که یک هواپیما در جزیره ای دورافتاده سقوط می کند و چند پسر نوجوان، تنها بازمانده های آن هستند. اولش همه چیز شبیه یک ماجرای هیجان انگیز به نظر می رسد، اما خیلی زود معلوم می شود وقتی قانون و بزرگ ترها نباشند، کنترل اوضاع چقدر سخت می شود.
در این جزیره، هرکدام از بچه ها یک جور واکنش نشان می دهند؛ یکی دنبال نظم و همکاری است، یکی تشنه قدرت و فرمان دادن، یکی هم با ترس ها و تصورهای ذهنی اش درگیر می شود. داستان کم کم نشان می دهد مرز بین تمدن و توحش چقدر باریک است و آدم ها چطور می توانند زیر فشار ترس و بی نظمی، از انسانیت فاصله بگیرند. این کتاب یک رمان پرکشش و در عین حال فکر برانگیز است که درباره جامعه، قدرت، اخلاق و نتیجه انتخاب های آدم ها سوال های جدی مطرح می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.