«شکارچی سنگدل» از کریستن سیکارلی ما را می برد به دنیایی که جادو داشتن یعنی حکم مرگ. دورانی که جادوگرها قدرتشان را علنی نشان می دادند تمام شده و حالا حکومت با ترس و خشونت همه چیز را کنترل می کند. وسط این فضای خفقان آور، رون وینترز را می بینیم؛ دختری که روزها خودش را یک اشراف زاده بی خیال و مدزده نشان می دهد تا کسی جدی اش نگیرد، اما شب ها با هویت مخفی «شب پره سرخ» تبدیل می شود به امید جادوگرهای فراری و کابوس کسانی که دنبال شکارشان هستند.
داستان وقتی جذاب تر می شود که گیدین شارپ وارد بازی می شود؛ شکارچی سرسختی که از جادو متنفر است و با شک به رفت و آمدهای کشتی های رون، تصمیم می گیرد از راه نزدیک شدن عاطفی و وانمود کردن به عشق، به حقیقت برسد. رون هم برای کنترل او، همین مسیر را انتخاب می کند و این یعنی دو دشمن که روی دروغ به هم نزدیک می شوند و هر لحظه ممکن است هم حقیقت لو برود هم احساس واقعی سر بلند کند. از آن طرف جادو در این دنیا مجانی نیست و هر بار استفاده از آن درد و تاوان دارد، برای همین تا آخر کتاب مدام بین عشق و خیانت و بقا گیر می افتی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.