کتاب «روسیاه» (نمایشنامه «بی آبرو») نوشته ایاد اختر از آن نمایش هایی است که همه چیزش در ظاهر با یک مهمانی شام شیک و مرتب شروع می شود، اما کم کم لایه های پنهان آدم ها را رو می کند. داستان در آپارتمانی در نیویورک می گذرد و حول امیر کاپور می چرخد؛ وکیل پاکستانی آمریکایی ای که خیلی تلاش کرده گذشته و هویت مسلمانش را کنار بزند تا در فضای کاری و اجتماعی آمریکا راحت تر پذیرفته شود. همسرش امیلی هم هنرمندی است که از نقش و نگارهای هنر اسلامی الهام می گیرد و همین تضادها از همان اول، زیر پوست رابطه شان دیده می شود.
با آمدن چند مهمان و بالا گرفتن بحث های به ظاهر روشنفکرانه درباره دین، تعصب، اسلام هراسی، قدرت و حتی این که «الهام گرفتن از یک فرهنگ» کجا تمام می شود و «تصاحب فرهنگی» از کجا شروع می شود، فضا تند و تیز می شود. حرف ها آرام آرام به جاهای حساس می رسد، رازها بیرون می زند و تصویری که امیر از خودش ساخته بود ترک برمی دارد. «روسیاه» یک نمایشنامه جمع و جور و نفس گیر است که بیشتر از این که جواب قطعی بدهد، ذهن را درگیر می کند و بعد از تمام شدنش هم سوال هایش توی سر آدم می ماند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.