توی یک شهر کوچک، جسد یک زن را از ته رودخانه بیرون می کشند؛ رودخانه ای که انگار همیشه چیزی را توی خودش پنهان کرده. بدتر این که چند ماه قبل هم یک دختر نوجوان همین طوری ناپدید شده بود و حالا همه دوباره همان ترس و سؤال های قدیمی را مرور می کنند. این اتفاق ها تازه نیستند، اما این بار گذشته ای که مدت ها خاک خورده بود دوباره سر باز می کند و رازهایی که کسی دوست نداشت یادشان بیفتد، یکی یکی رو می شوند.
قصه بیشتر دور و بر یک دختر پانزده ساله می چرخد؛ دختری تنها که نه پدر و مادری کنارش هست و نه دوستی که بهش تکیه کند و ناچار زیر سایه خاله اش زندگی می کند. خاله اش آدمی گوشه گیر و پر از اضطراب است که بعد از سال ها به جایی برگشته که یک زمانی ازش فرار کرده بود و با خودش عهد کرده بود هیچ وقت پایش را آنجا نگذارد. حالا با هر قدمی که جلو می روند، هم زندگی خودشان زیر و رو می شود و هم شهر مجبور می شود با حقیقت هایی روبه رو شود که مدت ها انکارشان کرده بود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.