بعد از موج های پیاپی نابودی، دنیا عملا از هم پاشیده و هر موج بدتر از قبلی زده زیر همه چیز. حالا قانون زندگی خیلی ساده است: به هیچ کس اعتماد نکن. کسی سالیوان در یک جاده خلوت فرار می کند از موجوداتی که ظاهرشان کاملا انسانی است، اما بی رحمانه می گردند و هر کسی را ببینند از بین می برند. آدم ها پراکنده شده اند و زنده ماندن یعنی تنها ماندن و حواس جمع بودن.
توی همین وضعیت، کسی با پسری به اسم اون واکر رو به رو می شود؛ مرموز، جذاب و شاید تنها شانسی که برای پیدا کردن و نجات دادن برادرش دارد. اما مشکل اینجاست که توی دنیای موج پنجم، هر کمک کردنی می تواند یک تله باشد. کسی باید تصمیم بگیرد: اعتماد کند یا فاصله بگیرد؟ بجنگد یا تسلیم شود؟ و مهم تر از همه، چطور در آستانه موج پنجم زنده بماند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.