کتاب «تلاش بیهوده عشق» از ویلیام شکسپیر یکی از کمدی های خوش زبان و پر شوخی اوست که بیشتر از هر چیز با بازی های کلامی، طعنه های ریز و دیالوگ های تند و بامزه اش شناخته می شود. قصه در دربار ناوار می گذرد؛ جایی که شاه فردیناند با سه دوستش تصمیم می گیرند برای سه سال فقط درس بخوانند و از عشق و معاشرت های عاشقانه دوری کنند. اما همان اول کار، ورود شاهزاده خانم فرانسه و همراهانش همه چیز را به هم می ریزد و این عهد به ظاهر محکم، خیلی زود زیر فشار احساسات و وسوسه ها ترک بر می دارد.
از اینجا به بعد، نمایشنامه پر می شود از خواستگاری های پنهانی، نقش بازی کردن، سوء تفاهم های خنده دار و رقابت های ریز و درشت بین زن ها و مردها. نکته جذاب ماجرا این است که شکسپیر فقط دنبال خنداندن نیست؛ او همزمان دارد تضاد بین عقل و دل، ادعای روشنفکری و واقعیت زندگی را هم دست می اندازد. پایان داستان هم مثل خیلی از کمدی های کلاسیک، قرار نیست با یک جمع بندی ساده و کلیشه ای تمام شود و بیشتر کاری می کند که بعد از خنده ها، کمی هم به عشق و گذر زمان فکر کنید.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.