«زردپوست» (Yellowface) از آر اف کوانگ یک رمان تند و تیز و حسابی بحث برانگیز است که سراغ دنیای پشت پرده کتاب و نویسندگی می رود؛ جایی که شهرت، رقابت و دیده شدن گاهی آدم را تا مرزهای خطرناک می برد. داستان درباره «جون هیوارد» نویسنده ای سفیدپوست و نه چندان موفق است که بعد از مرگ ناگهانی دوست و رقیبش «آتنا لیو» (نویسنده مشهور آسیایی آمریکایی)، دست نوشته او را برمی دارد و با کمی دست کاری، به نام خودش منتشر می کند. همین تصمیم، مثل دومینو همه چیز را به هم می ریزد و جون را وارد بازی ای می کند که هر قدمش می تواند نابودش کند.
کوانگ توی این رمان خیلی زیرپوستی و در عین حال بی رحمانه، درباره نژاد، هویت، مالکیت روایت ها و این سوال بزرگ حرف می زند که «اصلا چه کسی حق دارد چه داستانی را تعریف کند؟». هر چه جلوتر می رویم، جون بیشتر توجیه می آورد، بیشتر گیر می افتد و خواننده هم مدام بین قضاوت کردن و فهمیدن پیچیدگی ماجرا معلق می ماند. «زردپوست» هم قصه ای پرکشش و روان دارد، هم یک نقد اجتماعی جدی که بعد از تمام شدنش تا مدت ها ذهنت را درگیر می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.