کتاب «امید» نوشته جین گودال به همراه داگ آبرامز و گیل هادسون، مثل یک گفت و گوی صمیمی و واقعی جلو می رود؛ گفت و گویی که از دل نگرانی های امروز بیرون آمده. از بحران اقلیمی و نابودی گونه ها گرفته تا بیماری های همه گیر و آشفتگی های سیاسی، همه چیز طوری است که آدم گاهی حس می کند امید داشتن سخت است. آبرامز هم دقیقا همین سوال های تند و صریح را می پرسد و گودال با تجربه چند دهه پژوهش و فعالیت محیط زیستی جواب می دهد: امید فقط یک حس خوب و الکی نیست، امید یعنی انتخاب کنی دست روی دست نگذاری و برای بهتر شدن اوضاع کاری انجام بده.
گودال در این کتاب توضیح می دهد چرا هنوز می شود امیدوار ماند: چون آدم ها می توانند با فکر و خلاقیت راه حل بسازند، چون طبیعت اگر فرصت پیدا کند توان ترمیم عجیبی دارد، و چون خیلی وقت ها همین آدم های معمولی با اراده و پشتکارشان تغییرهای بزرگ راه می اندازند. جذابیت کتاب هم این است که فقط شعار نمی دهد؛ با خاطره ها و روایت های شخصی از کودکی در دوران جنگ، سال های زندگی در طبیعت تانزانیا و سفرهای سختش، امید را تبدیل می کند به چیزی ملموس و قابل انجام برای زندگی روزمره.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.