داستان کتاب «بوفاری 4» از روزهای شلوغ و پر تنش شروع جنگ تحمیلی می گوید؛ وقتی یک گروه سرباز به همراه فرمانده شان اتفاقی مسیر را گم می کنند و سر از یک محوطه دورافتاده در جنوب در می آورند؛ جایی که کار اکتشاف نفت انجام می شود و به «بوفاری» معروف است. این هفده نفر مجبور می شوند یک شبانه روز همان جا بمانند تا راهنمایی شان کنند و به خط مقدم برسند. در همین مدت کوتاه، با یک پدر و دختر هفده ساله که آنجا کار می کنند آشنا می شوند و همین آشنایی ساده، پای ماجراهای مهمی را وسط می کشد.
سال ها بعد، این خاطره دوباره زنده می شود؛ این بار نه در جبهه، بلکه در قبرس و کنار یک کافه قدیمی. دختر داستان بعد از بیست و چند سال با یکی از همان سربازها قرار دیدار دارد و قصه کم کم پرده از اتفاقات آن چند روز و ادامه اش بر می دارد. بخش جذاب رمان این است که بیشتر از صحنه های جنگ، روی آدم ها و نگاهشان به زندگی تمرکز می کند؛ مخصوصا روی دو سرباز مسیحی و مسیر فکری و روحی شان، تا جایی که یکی از آنها درگیر یک تغییر بزرگ در باورهایش می شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.