رمان «با اعمال شاقه» اثر محمد حنیف، قصه زندگی آدمی را روایت می کند که نشسته و خاطراتش را مرور می کند؛ اما هر خاطره مثل یک در تازه باز می شود و خواننده را پرت می کند وسط آدم ها، اتفاق ها و موقعیت هایی که هم واقعی به نظر می رسند و هم گاهی عجیب و پیچیده اند. داستان کم کم تو را می کشد داخل یک مسیر تو در تو که هر بخشش چیزی تازه رو می کند.
چیزی که «با اعمال شاقه» را خواندنی تر می کند، طنز ریز و زیرپوستی آن است که لابه لای روایت جریان دارد و در کنار تعلیقی که خوب نگه داشته شده، نمی گذارد کتاب را راحت زمین بگذاری. نثر ساده و روان کتاب هم باعث می شود با وجود پیچیدگی ماجراها، داستان خوش خوان بماند و حتی جاهایی با ترکیب متن و تصویر، کشش روایت بیشتر هم بشود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.