تا حالا فکر کرده اید عاشق کسی شوید که اصولا نتواند شما را ببیند؟ نه از روی بی محلی، نه از روی بی اعتنایی؛ واقعا نتواند. «ولفا» همین جا شروع می شود؛ جایی که یک خبر عجیب می تواند همه چیز را به هم بریزد: ولفا، شاهزاده قبیله جنیان کافر، دل به یک انسان مسلمان می بندد. عشقی ممنوعه که اگر به گوش آدم های اشتباه برسد، می تواند خون به پا کند.
ولفا برای رسیدن به معشوقش راهی مشهد می شود؛ درست در روزهای پرآشوب واقعه گوهرشاد و فشارهای حکومت رضاشاه. اما قصه فقط عاشقانه نیست؛ پای شومان، دلداده قبلی ولفا و مدعی ریاست قبیله هم وسط است، و از آن طرف ابلیس با وسوسه قدرت وارد بازی می شود تا جنیان را زیر سایه خودش جمع کند. حالا ولفا باید انتخاب کند: از عشقش بگذرد یا برای قدرت و بقا، مسیر خطرناک تری را انتخاب کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.