کتاب شکار گرگ اثر جووانی ورگا یک نمایشنامه از دل ادبیات واقع گرای ایتالیاست؛ همان جریانی که ورگا با آن معروف شد و بی تعارف سراغ زندگی سخت و واقعی آدم های طبقه پایین می رود. داستان در فضای روستایی سیسیل می گذرد و شخصیت ها را نشان می دهد که زیر فشار فقر، رسم و رسوم و حرف مردم گیر افتاده اند و هر تصمیمی که می گیرند انگار باز هم به یک دیوار بسته می خورد. ورگا خیلی ریز و دقیق، هم حال و هوای بیرونی زندگی را می سازد و هم آشفتگی های درونی آدم ها را، طوری که مخاطب حس می کند وسط همان کشمکش ها ایستاده است.
هسته اصلی نمایشنامه روی مفهوم شکار و تعقیب می چرخد؛ هم شکار واقعی و هم شکار قدرت، برتری و بقا در رابطه های انسانی. در این مسیر نماد گرگ و روباه مثل دو مدل رفتار کنار هم قرار می گیرند: یکی با زور و تندی جلو می رود و دیگری با زیرکی و دور زدن. نتیجه اش یک روایت تلخ و فکر برانگیز است از اینکه آدم ها چطور در یک جامعه سخت گیر، بین خواسته های شخصی و مجبور بودن به سازگاری، مدام در کشمکش اند و خیلی وقت ها سرنوشت و موقعیت اجتماعی بیشتر از اراده خودشان تعیین کننده می شود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.