سردار راهزن ها با عصبانیت داد زد: «دیگه بسه چترماهی لزج! این افلاتوس این روزا حسابی رو بورس افتاده. تازه دوتا فیلم رو هم جمع کرده و توی هر بازاری، حتی شهرهای کوچیک هم، فروشش از خیلی ها جلو زده. ما اگه زرنگ باشیم، شاید از این داستان یه چیزی گیرمون بیاد.»
بعد ادامه داد: «این جونور جونده ای که قایم کردیم، تهش شاید فقط چند دونه نخود برامون پول بشه! ولی خب، وقتی بازار داغه و همه دنبال اسم و رسم جدیدن، همین هم غنیمته. فقط حواستون باشه سوتی ندین که کل نقشه می خوابه.»
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.