کتاب «تو که منو می شناسی کارلو» از آلبرتو موراویا یک داستان کوتاه خوش خوان و عمیق از حال و هوای رم است؛ جایی که آدم ها توی شلوغی شهر، تنهایی و دردهایشان را قایم می کنند. موراویا با نثر ساده و دقیقش، خیلی بی سر و صدا می بردت وسط یک موقعیت کاملا روزمره، اما کاری می کند همزمان به آدم ها، نگاه جامعه و این که چطور همدیگه را قضاوت می کنیم فکر کنی.
داستان درباره گدایی به اسم تولیو است که سر راه مردی به نام کارلو قرار می گیرد و با یک گفت و گوی کوتاه، کم کم معلوم می شود پشت همین چند جمله معمولی، کلی حرف ناگفته هست؛ از حس شناختن و شناخته شدن گرفته تا کرامت انسانی و دیده نشدن آدم های حاشیه. اگر داستان های اجتماعی و روان شناختی دوست داری که با کمترین شلوغ کاری، حرف های بزرگ می زنند، این کتاب انتخاب جذابی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.