تو جلد پنجم «پادشاه پریان»، اوک بعد از یه خیانت سنگین، سر از شمال یخ زده در می آورد؛ جایی که نه آزادی دارد و نه حتی معلوم است زنده می ماند یا نه. حالا همه چیز دست ملکه ای تازه و ترسناک افتاده و اوک برای دوام آوردن، مجبور است از همان زرنگی و دلربایی همیشگی اش استفاده کند و راهی برای فرار از این بازی خطرناک پیدا کند.
از آن طرف، کاردن و جود که حالا شاه و ملکه بزرگ الف هیم هستند، حاضرند هر کاری بکنند تا وارثشان را پس بگیرند. اوک بین دو انتخاب گیر کرده: دل دختری را دوباره به دست بیاورد که همیشه دوستش داشته، یا به الف هیم وفادار بماند و چیزی را تحویل بدهد که می تواند ملکه جدید را نابود کند؛ حتی اگر پای جان رن وسط باشد. جنگ تازه ای در راه است، خائن ها همه جا هستند و این بار حتی نقشه های اوک هم شاید برای نجات دادن همه کافی نباشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.