«بی خیال» اثر ادوارد سنت ابین (انتشارات نیماژ) شروع مجموعه معروف پاتریک ملروز است؛ رمانی تلخ و تیز که هم حال و هوای روان شناختی دارد و هم یک جور نقد اجتماعی از طبقه مرفه. داستان در یک روز تابستانی در جنوب فرانسه می گذرد؛ خانواده ملروز در یک عمارت روستایی مهمانی دارند و همه چیز ظاهرا مرتب و شیک است: شام، مهمان ها، قدم زدن در باغ. اما زیر این ظاهر آرام، یک فضای سنگین و ناآرام جریان دارد که کم کم خودش را نشان می دهد.
راوی اصلی ماجرا پاتریک پنج ساله است؛ بچه ای با ذهن خیال پرداز و حساس که وسط دعواها، سکوت ها و انکارهای بزرگ ترها گیر افتاده. پدرش مردی زورگو و خشن است و مادرش هم آن قدر درگیر الکل و بی تفاوتی است که نمی تواند تکیه گاه امنی برای کودک باشد. سنت ابین خیلی دقیق نشان می دهد ترس و آسیب چطور از همان کودکی لایه لایه روی آدم می نشیند و بعدتر زندگی اش را شکل می دهد. «بی خیال» با نثر فشرده، طنز سیاه و تصویرسازی های قوی، کتابی است که ممکن است بعضی صحنه هایش سنگین باشد، اما دقیقا به خاطر همین بی پرده بودن، اثر ماندگاری از آب درآمده و برای ورود به دنیای پاتریک ملروز انتخاب مهمی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.