«دستگاه دوزخ دانته» از امیری باراکا (که آن زمان با نام لروی جونز می نوشت) یک رمان کوتاه و عجیب و تکان دهنده است که بیشتر از این که دنبال قصه گویی معمولی باشد، روی حال و هوا، زبان تند و تصویرهای برنده جلو می رود. این کتاب یک متن سر راست و آرام نیست؛ تکه تکه، هجوم آور و گاهی شبیه شعر و مونولوگ ذهنی است، طوری که انگار خواننده را وسط آشوب ذهنی و زندگی روزمره شخصیت اصلی پرت می کند.
باراکا ایده دوزخ دانته را بر می دارد و به جای جهان پس از مرگ، آن را می آورد توی خیابان ها و واقعیت آمریکا؛ جایی که نژادپرستی، فقر، خشونت و تحقیر مثل یک «دستگاه» آدم را له می کنند و راه فرار نمی گذارند. شخصیت اصلی بیشتر یک صدای سرگردان است تا یک قهرمان کلاسیک، و همین باعث می شود تجربه کتاب خیلی نزدیک و خفه کننده باشد. اگر دنبال رمانی هستی که هم جسارت فرمی داشته باشد و هم خشم اجتماعی و سیاسی را بی رودربایستی نشان بدهد، این کتاب یکی از انتخاب های جدی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.